شماره 272
بهمن 1388





کلمه مورد نظر خود را وارد نماييد:
 
 مشاهده فهرست مطالب شماره 272


بررسي وضعيت ايران شناسي و اسلام شناسي و آموزش زبان فارسي در دانشگاه هاي آلمان
فارسي غريب است

نويسنده: محسن پورمحسني

قسمت دوم
     اشاره: ژس از ارائه گزارش تاريخي از وضعيت اسلام شناسي، ايران شناسي و آموزش زبان فارسي در دانشگاه هاي آلمان كه در شماره پيش درج شد، در اين شماره تحليل مي شود كه چرا فرهنگ و زبان ما در دانشگاه هاي آلمان دچار بي مهري شده و چاره آن چيست؟ نتايج بررسي نويسنده را پي مي گيرد :
    
    
    
    
    نتايج بررسي ها :
    الف- در دانشگاه هاي آلمان تعليم و تحقيق زبان و فرهنگ ايران نسبت به سال هاي دهه 60 و 70 ميلادي به نحو چشم گيري كاهش يافته است.
    ب- تحقيقات اسلام شناسي، در درجه اول بر مبناي منابع عربي و تركي انجام مي گيرد و در آلمان فقط يك دانشگاه وجود دارد، كه در آن ايران شناسي دوره بعد از اسلام، هم طراز با رشته هاي عرب شناسي و ترك شناسي به عنوان رشته اصلي مورد تعليم و تحقيق قرار مي گيرد. در ساير دانشگاه ها، رشته زبان و فرهنگ ايران اسلامي، رشته فرعي است و آنجايي كه ايران شناسي هنوز به عنوان رشته اصلي است؛ مانند هامبورگ و گوتينگن، تعليم و تحقيق، مربوط به ايران قبل از اسلام است.
    ج- مقامات رسمي آلمان در حال حاضر علاقه اي به ترويج زبان و فرهنگ ايران از خود نشان نمي دهند و نه تنها پست هاي سازماني آزاد شده را حذف و يا به رشته هاي ديگر واگذار مي كنند، بلكه از استخدام مدرسان اهل زبان كه شرط اصلي يادگيري زبان در دانشگاه هاي آلمان است، خودداري مي كنند و تقاضاهاي مكرر مديران انستيتوها را براي استخدام مدرسان تمام وقت و رسمي فارسي زبان رد مي كنند.
    د- كار تحقيق درباره فرهنگ ايران به دست روزنامه نگاران افتاده و به يك امر سياسي سطحي تبديل شده است. اظهارنظرهايي كه راجع به ايران و ايراني مي شود، اساس و علتي ندارد، از سياست روز نشات مي گيرد و ابزار سياست مي شود.
    ه- به نظر مي رسد كه مقامات ايراني به اين تحول نامطلوب چندان توجهي ندارند و ميدان را خالي گذاشته اند، كه اين خلاء را از طرفي روزنامه نگاران پر مي كنند و از طرفي ديگر محققان عرب شناس و ترك شناس آلماني و اعزامي كه مورد حمايت دولت هاي عرب و تركيه هستند.
    ز- عرب ها و ترك ها در مبادلات دانشگاهي و فرهنگي گوي سبقت را از ايران ربوده اند و چون حوزه فرهنگي اسلامي آنها با ايران در تداخل است، توجهات را از ايران به سوي خود معطوف ساخته اند. مؤسسات فرهنگي و علمي اين كشورها دوره هاي آموزشي برقرار مي كنند. استاد و دانشجو مبادله مي نمايند. همكاري هاي علمي انجام مي دهند. كنفرانس هاي بين المللي برگزار مي كنند و بدين ترتيب محققان جوان را به سوي خود جلب مي كنند.
    ح- نسل جوان آلمانيِ طالب تحصيل رشته هاي خاورشناسي، فقط در حاشيه با زبان فارسي مواجه مي شود و چون آن را به طور اساسي فرانمي گيرد؛ خواه و ناخواه در تحقيقاتش به عربي و تركي روي مي آورد و فرهنگ ايران از ديدگاه عالم و عامي به يك فرهنگ حاشيه اي مبدل مي شود.
    ط- اگر بازماندگان نسل گذشته نيز از صحنه خارج شوند، به ندرت كسي در دانشگاه هاي آلمان باقي خواهد ماند، كه كجروهاي روزنامه نگاران را درباره ايران اسلامي اصلاح كند. مثلاً اتهام «بنيادگرايي» كه ساخته و پرداخته ذهن روزنامه نگاران است، به ايران نسبت داده مي شود و بي پاسخ مي ماند؛ زيرا كسي خود را كارشناس ايران و طرف سخن نمي داند.
    ي- در نمايندگي هاي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور، عليرغم وجود رايزني فرهنگي و يا بخش هايي تحت عنوان روابط عمومي و مطبوعاتي، كسي به اين فكر نيافتاده كه براي اين مشكل چاره جويي كند. هنوز كلاس هاي ساده آموزش زبان فارسي در سطح وسيعي براي خارجيان افتتاح نشده، چه رسد به ساير فعاليت هاي فرهنگي، از قبيل اعزام استاد و مدرس به دانشگاه ها و مؤسسات عالي فرهنگي كشور.
    ك- بين دانشگاه ها و مؤسسات فرهنگي ايران و آلمان مبادله نشريات و نتيجه تحقيقات انجام نمي گيرد و طرفين غالباً از تحقيقات يكديگر بي خبرند. در مورد آلمان، به ويژه عدم آشنايي اكثر محققان ايراني به زبان آلماني مزيد بر علت است.
    ل- امكان سفر استادان و محققان اسلام شناس و ايران شناس به ايران بسيار ضعيف است و با مشكلات عديده اي مواجه مي شود.
    
    
    
    
    پيشنهادهاي عملي :
    همان گونه كه ملاحظه شد، وضع آموزش زبان فارسي و پژوهش درباره ايران، به ويژه ايران بعد از اسلام در آلمان به هيچ وجه رضايت بخش نيست. زبان و فرهنگ كشور ما منزلت سابق خود را در دانشگاه هاي آلمان از دست داده است. خاورشناسان نسل جوان به ساير زبان هاي شرقي روي آورده اند. فارسي از ديدگاه محققان به حد زبان هاي آفريقايي، از قبيل بانتو و سواحلي و بَربَر تنزل يافته است. كه اگر وضع بدين منوال پيش رود، نسل استاداني كه هنوز به فرهنگ ايران آشنا هستند قطع خواهد شد و حتي در صورت تغيير سياست آموزش آلمان در زمينه توجه به تحقيقات زبان و ادبيات ايران، كسي را نخواهند يافت كه سر اين رشته گم شده را بازگيرد. بنابراين توصيه مي شود كه با تنظيم برنامه دراز مدت و همه جانبه، چاره اي براي اين كار انديشيده شود و از انداختن تك تيرهاي تبليغاتي زودگذر خودداري گردد تا به مصداق سخن خواجه اين فيروزه نيز دچار سرنوشت «خوش درخشيد ولي دولت مستعجل» بود نشود. براي اين منظور پيشنهادهاي زير كه حاصل تجربيات محلي و مذاكرات متعدد طولاني با دست اندركاران است، تقديم مي گردد. با وجود اين نمي توان ادعا كرد كه چاره كار همين است و بس؛ زيرا بسياري از اقدامات بايد از محك آزمايش درآيد، ولي قدر مسلم آن است كه ديگر وقت سكون و سكوت سپري شده است.
    
    
    
    جزئيات پيشنهادها به شرح زير است :
    
    1. تاسيس كلاس هاي زبان فارسي در شهرهاي مهم آلمان
    براي اين منظور نيازي به موافقت نامه فرهنگي و يا تفاهم قبلي بين دولتين نيست. ولي آنچه كه حائز اهميت است، اعزام يا استخدام مدرسان صلاحيت دار مي باشد. يكي از علل عدم موفقيت ما در تدريس زبان فارسي در خارج از كشور نبودن مدرسان شايسته بوده است. سابقاً قبل از رواج زبان شناسي نوين در ايران تصور مي شد كه هر اديبي مي تواند فارسي را به عنوان زبان خارجي(Persian as Foreign Language) تدريس كند. اكنون ديگر مسلم شده كه تدريس زبان خارجي غير از تدريس زبان مادري است و مدرسان بايد در زبان شناسي كاربردي applied Linguistics = angewadte) (Sprachwissenschaft تخصص داشته باشند. علاوه بر آن، مدرسي كه خارج از كشور اعزام مي شود، بايد حتي المقدور به زبان محلي نيز آشنا باشد تا بتواند در ماه هاي اول تدريس قواعد دستوري را به نوآموز به زبان مادري اش توضيح دهد و با تحليل تقابلي (Contastive Analysis) دو زبان به مشكلات طبيعي زبان آموز پي برده آنها را اصلاح كند.
    كلاس هاي زبان فارسي نبايد به رقابت با مؤسسات خاورشناسي برخيزند، بلكه به ياري آنها بشتابند و تعليماتي را كه در دانشگاه انجام مي گيرد تكميل كنند تا معلومات عمقي لازم براي مطالعه و تحقيق متون فارسي در دانشگاه ها كسب شود، كه نقص آن علت اصلي سير قهقرائي تحقيقات ايران شناسي است.
    
    2- اعزام مدرسان فارسي زبان به دانشگاه هاي آلمان
    به طوري كه گزارش شد، در دانشگاه هاي آلمان، علي رغم علاقه اي كه در دانشجويان خاورشناسي براي تحصيل زبان فارسي مشاهده مي شود، غالباً از استخدام مدرسان فارسي زبان امتناع مي كنند كه اين مسئله موجب روي گرداني دانشجويان از تحصيل زبان و فرهنگ ايران مي شود. ظاهراً فقدان بودجه، دليل اصلي عدم استخدام است. وقتي از مسئولان دانشگاه هاي آلمان سؤال مي شود كه آيا در صورت تامين بودجه حاضرند مدرس فارسي زبان استخدام كنند، پاسخ مي دهند كه دانشگاه هاي آنها اجازه ندارد از يك كشور خارجي پول بگيرد. اين استدلال صحيح به نظر مي رسد. بنابراين تنها راه عملي آن است كه مدرس از جانب ايران استخدام و بدون تشريفات اداري در اختيار مؤسسه ايران شناسي يا اسلام شناسي مربوطه قرار گيرد. دانشگاه هاي آلمان مجازند استاد و مدرس مجاني بپذيرند. در واقع طرف آنها شخص است نه مؤسسه دولتي يك كشور بيگانه. اين روش از جانب رايزني فرهنگي ايران در آلمان در دانشگاه «بن» تجربه شده و به نتيجه مطلوب نيز رسيده است.
    
    3- تاليف كتب درسي فارسي براي خارجيان
    رايزني فرهنگي كارشناساني را براي تاليف كتب درسي آموزش زبان فارسي به عنوان زبان خارجي (متوسطه و پيشرفته) براي استفاده دانشجويان آلماني و ساير علاقمندان موظف نمايد. برخلاف زبان هاي عربي و تركي كه كتب بي شماري براي فراگرفتن آنها در مراحل مختلف به زبان آلماني انتشار يافته، زبان فارسي از اين مزيت بي بهره است. به ويژه براي كساني كه مقدمات فارسي را فراگرفته اند، كتب مناسبي براي ادامه تحصيل و كسب اطلاع عميق از زبان فارسي وجود ندارد.
    اين درست همان وضعي است كه در دانشگاه ها نيز پيش آمده؛ يعني دانشجوي زبان فارسي پس از گذراندن دوره مقدماتي به حال خود رها مي شود. نه آموزش هاي دانشگاه تكميل مي گردد و نه در خارج، كتاب خودآموز براي دوره متوسطه يا پيشرفته وجود دارد كه بتوان از آن بهره گرفت. گرچه كتاب جاي استاد را نمي گيرد، ولي حتي آن عده از دانشجويان كه قصد دارند اين راه را به علت فقدان مدرس به تنهايي ادامه دهند، ابزاري در اختيار ندارند.
    پيش از آن هرگاه دولت تصميم بگيرد كه مدرساني را به خارج اعزام نمايد، آنها نيز با مشكل كتاب درسي مناسب براي تدريس در آلمان مواجه خواهند شد، از اين رو تاليف اين گونه كتاب ها قوياً توصيه مي شود.
    
    4- برگزاري دوره هاي آموزش زبان فارسي در ايران
    در شهرهاي تاريخي ايران، از قبيل اصفهان، مشهد و شيراز دوره هاي منظم آموزش زبان فارسي برگزار شود، كه در آن همان طور كه پيشنهاد گرديد، مدرسان زبان شناس، فارسي را به عنوان زبان خارجي تدريس كنند. حتي المقدور امكانات اقامت و تغذيه زبان آموزان در كوي دانشگاه فراهم گردد و به آنها امكان داده شود كه با مردم در تماس باشند تا بتوانند مكالمه را تمرين كنند.
    
    5- عرضه بورس تحصيلي براي رشته هاي ادبيات فارسي و معارف اسلامي
    براي گذراندن دوره هاي ادبيات فارسي و معارف اسلامي سالي چند بورس تحصيلي به دانشجويان آلماني داده شود. از اين بورس ها مي توان هم در تحصيلات پايه و هم در تحقيقات مشترك علمي براي نگارش رساله هاي دكتري استفاده كرد. اينگونه تحقيقات مي تواند هم براي دانشجوي دوره دكتري و هم براي استادان راهنما مفيد واقع شود.
    
    6- ترتيب سفرهاي علمي - توريستي براي دانشجويان
    سفرهاي علمي - آموزشي كه در سال هاي اخير انجام گرفته، اثرات بسيار مثبتي در تصميم دانشجويان براي انتخاب رشته ايران شناسي داشته است. بسياري از آنها به طوري كه اظهار مي دارند، در پيش داوري هاي نادرست خود درباره جمهوري اسلامي ايران و ايرانيان تجديدنظر كرده اند. اين سفرها بايد نظم و نسق درستي پيدا كند و مسائل ناشي از تاخير در اعطاي رواديد و نقص سرويس هتل حل شود. اصولاً لازم است كه رسيدگي به درخواست رواديد سفرهاي علمي از چارچوب روال عادي خارج شود و اختيار و مسئوليت آن به نمايندگي هاي خارج از كشور واگذار گردد؛ زيرا به علت تاخير در صدور رواديد بسياري از سفرها، بي فرجام مي ماند و در دل كسي كه مايل است به نيت فراگرفتن زبان و آشنايي با آداب و رسوم ما به ايران بيايد، كدورت حاصل مي شود، كه نقض غرض است.
    
    7- مبادله نشريات و فروش و اعطاي كتاب
    دانشگاه هايي كه آثار محققان را به كمك مالي دولت منتشر مي كنند، ملزم شوند كه تعداد معيني از نشريات خود را براي ارسال به دانشگاه هاي خارج در اختيار رايزني هاي فرهنگي بگذارند و از مؤسساتي كه اين نشريات را دريافت مي كنند درخواست شود كه در صورت تمايل آنها نيز نشريات خود را براي استفاده دانش پژوهان ايراني به رايزني هاي فرهنگي بفرستند. اين نشريات، اعم از ادواري و غيره مرتباً به مؤسسات خاورشناسي و ايران شناسي فرستاده شود تا سنت مراجعه به آنها در محافل علمي ايجاد گردد و در منابع و مآخذ از آنها سخن به ميان آيد. به شركت هاي انتشاراتي ايران اجازه صدور كتب علمي براي استفاده دانشگاه ها و مؤسسات فرهنگي داده شود و آنها تشويق شوند كه شعباتي را در خارج از كشور ايجاد كنند.
    
    8- انتشار كتب علمي و فرهنگي
    رايزني هاي فرهنگي براي نشان دادن سهم ايران در تمدن جهاني طي يك برنامه مستمر به ترجمه آثار علمي و ادبي قديم و جديد فارسي به زبان محلِ ماموريت خود همت ورزند و در اين امر از تبليغات مستقيم سطحي نگرانه مطلقاً خودداري شود، كه نتيجه معكوس خواهد داشت. ارائه خودِ اثر به قدر كافي تبليغ فرهنگي است و لزومي ندارد كه در كنار آن خودستايي نيز بشود. آثاري ترجمه شود كه نماينده روح فياض علم و هنر ايراني - اسلامي است و براي مصرف روز نوشته نشده است. معرفي دانشمندان ايراني كه برخي از آنها را ملل ديگر رندانه تصاحب كرده اند، يكي از تكاليف مهم اشاعه فرهنگ ايراني اسلامي است.
    
    
    
    9- انتشار نشريه
    رايزني ها، فصلنامه اي براي ترويج فرهنگ ايران منتشر نمايند. يكي از موانع مهم اشاعه فرهنگ، سد زبان است. وقتي زبان ملتي در سطح بين المللي فراگرفته نمي شود بايد ضمن سعي وافي براي ترويج آن، آثار و فعاليت هاي فكري آن ملت را به زبان هاي ديگري منتقل كرد. علاوه بر آثار گذشتگان كه به صورت كتاب قابل انتشار است، فعاليت هاي فكري و هنري روز نيز بايد ابزار انتقال ديگري داشته باشد، كه براي اين منظور از نشريات ادواري استفاده مي شود. تجربه مثبت رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در آلمان در انتشار فصلنامه اي به زبان آلمان مؤيد اين نظر است. شايد بتوان اين فعاليت فرهنگي را به ساير حوزه ها نيز توسعه داد.
    
    
    
    منابع :
    1) ماهنامه هنري و فرهنگي «از ديگران»؛ (نشريه رايزني فرهنگي).
    2) ديگر نشريات و تحقيقات انجام شده در رايزني فرهنگي در دو دهه گذشته.
    3) كتاب «راهنماي مدارس عالي آلمان» - Deutsche Hochschul Fuhrer.
    4) سايت هاي مركزي اينترنتي دانشكده هاي شرق شناسي و اسلام شناسي آلمان.
    5) سايت هاي مركزي اينترنتي دانشكده هاي ايران شناسي آلمان.
    

تعداد خوانندگان اين مطلب: 72


       مشاهده فهرست مطالب شماره 272
 

 
 
کليه حقوق محفوظ و متعلق به هفته نامه پگاه حوزه می باشد.